در دومین روز از دهه مبارک فجر، طی مراسمی با حضور استاندار هرمزگان و جمعی از مسئولان دو پروژه از طرحهای افتتاحی سازمان جهاد کشاورزی استان هرمزگان، سد خاکی گودگز و یک واحد پرورش طیور گوشتی در شهرستان بستک افتتاح شد.
به گزارش ایانا از سازمان جهاد کشاورزی استان هرمزگان سد خاکی گودگز با اعتبار هزینه شده 5 میلیارد ریال در فاصله 3 کیلومتری شمال روستای گودگز و در 20 کیلومتری شهرستان بستک احداث شده است. پروژه احداث سد خاکی گودگز با اهدافی از جمله کنترل سیلابهای حاصل از بارندگی، توسعه کشاورزی و تغذیه سفرههای زیر زمینی دشت پایین دست احداث شده است.
این سد دارای مشخصاتی از جمله طول تاج 240 متر، ارتفاع 17 متر، مساحت حوزه 3/38 کیلومتر مربع و امکان ذخیره 3/1 میلیون متر مکعب در سال میباشد. گفتنی است امکان توسعه سطوح زیر کشت نیز در بیش از 200 هکتار از اراضی منطقه میسر میشود.
صاحب محمدی، استاندار هرمزگان در مراسم افتتاحیه این سد گفت: با احداث و بهرهبرداری از این سد برگ زرینی در کارنامه دولت نهم ورق خورد.
وی افزود: دولت اراده را بر این قرار داده تا در دوردست ترین نقاط کشور هم نیاز مردم را مرتفع کند و در 2سال و نیم گذشته دولت با شعار عدالت محوری اجرای پرشتاب فعالیتهای عمرانی را آغاز کرده است.


چقدر بی تو فضای اتاق عریان است
به عمق ظلمت تنهایی غریبان است
در این بهار اگر با ستاره برگردی
ز چلچراغ رُخت کلبه ام چراغان است
یخاب می چکد از روزگار سرد و سیاه
بدون گرمی تو فصل ها زمستان است
نوید آمدنت را بگوش باد بگو
که با حضور تو پائیز، چون بهاران است
تو اوج قله اسطوره های شعر منی
که راز عشق در آن آشکار و پنهان است
کبوترانه مبادا به قهر برگردی
که در نبودن تو قلب من هراسان است
تویی پناه دلم ، ای شکوه شعر و غزل
دل ، چو گیسوی تو ، پریشان است
چه فایده
من اگر زیباترین شعر های عالم را بسرایم
و تو با حجب و حیای دخترانه
فقط بگویی:خیلی قشنگند!
وقتی که چشمای تو قشنگ تر از شعر های من است
من هیج وقت نتوانسته ام
چشم در چشم تو بدوزم و بگویم:
خیلی قشنگند!
بارون گفت:« بغض نگاهت را بشکن!»
من گفتم:« تنها بهانه ی بودن من است.»
گفت:«دلدادگی,دیوانگی ست.»
گفتم:«دیوانگی رسم عاشقی ست.»
گفت:« او بر نمی گردد.»
گفتم:«من منتظر می مانم.»
گفت:«از جفایش نمی ترسی؟»
گفتم:«انتظار آمدنش آرامم می کند»
گفت:«می دانی دلش دیوانه ی دیگری ست؟»
گفتم:«با این بهانه من نا مهربان نمی شوم.»
گفت:«او تنهانیست,تو تنها مانده ای.»
گفتم:«تنها مانده ام تا او را دوباره ببینم.»
گفت:«مگذار دلت بیش از این غصه دار شود!»
گفتم:«دلم از روزی که رفته غصه دار شده.»
گفت :«میدانی کجاست؟»
گفتم:«تو می دانی؟...به من بگو!»
گفت:«تاب دیدن اشکهایت را ندارم.»
گفتم :«جان دلتنگی ات بگو! تو تا دلتنگ نشوی نمی باری.»
گفت:«قسم بخور جان نمی دهی.»
گفتم:«دلم لرزید,تو که بی رحم نبودی.»
گفت:«بگذار سکوتم آرامت کند.»
گفتم:«این گونه من تاب و تحمل ندارم.»
گفت:«دلت را به دلتنگی من بسپارتا بی قرار تر نشوی!»
گفتم:«تو می دانی دلتنگی من چگونه است؟»
گفت:«چشمهایت راز غریبی دارند.»
گفتم:« اما رازش را را او هیچ وقت پیدا نکرد.»
گفت:«او بی وفا بود.»
گفتم:«جان من با او مهربان باش!»
گفت:«می دانی چه می کند؟»
گفتم:« تو بگو تا بدانم!»
گفت:«از جفای روزگار بترس!»
گفتم:«او کجاست؟»
گفت:«او...او سر قراردر کوچه ی عشق است.»
گفتم:« باور نمی کنم.»
گفت:«میدانم.»
گفتم:«نمی دانی...نمی دانی...تو از عشق من نمی دانی.»
گفت:«اولیاقت ندارد.»
گفتم:«دلگرفته ام.»
با من از فردا نگو فردا رو هیچ کس ندیده...قصه فردا رو دل از این و اون شنیده...بیا که موجای اشکم واسه تو حرفا داره...غروبه باز مث بارون توی لونه می باره... باغ چشمون تو پاییز و زمستون نداره...گاهی صحرا وقتی دریا رو به یادم می یاره...بیا بیا که آشیون غمو ویرون کنیم...بیا بیا که باز لبامو بوسه بارون کنی.
گشودم . ودر برابر عظمت هستی ایستا دم. وبر گستره گیتی می نگرم وبا خود می اندیشم که فردا چه
خواهد شد..
سلام ای تنها بهبونه واسه نقش کشیدن هنوزم پر می کشددل برای به شور رسیدن
واسه ی جواب نامت می کنم که خیلی دیره لذا به حساب غربت نکند دلت بگیرد
عزیزم بگو ببینم که چه رنگی روزگارت خیلی دوست دارم تو مهتاب بیشم یک روز کنارت
سر توبا مهربونی یبزاری به روی شونم تو فقط واسم دعا کن که اخر دنبالت بمونم
حالم اگر بپرسی خوبه تفریقی نداره چون بلاتکلیفم عاشق اخر تکلیفی نداره
نکنه ازم برنجی تشنه ام تشنه ی بارون چه شد راز دریا دوریم ببگنایم هر دو تا مون

وحدود ۳۰۰۰ من (۱۲۰۰۰ کیلو گرم) زمین زراعت دیم دارد.درحال حاضر بیشتر کاشت نخل با حفر چاه و موتور پمپ و به صورت باغی انجام می پذیرد.درختان کهنسال نخل که تعداد آن در نخلستان فراوان است حاکی از اشتیاق اهالی در گذشتههای دور تا به حال در امر ذراعت و نخییلات بوده است
از شمال گلویه، از جنوب مورد، از مغرب مردنو، و از سمت مشرق به مروا محدود میگردد.
دارای ۱۱۴ خانوار و ۵۲۰ نفر جمعیت دارد. دارای ۳باب مسجد، دبستان، ۱۸ باب آب انبار برکه است. روستا از جنوب کوه بُر واقع است.
دارای دورشته قنات است که هر یک حدود ۴۰۰ من (۱۶۰۰ کیلو گرام) زمین زراعت میشده و ۱۰۰۰۰ اصله نخل آبی و ۵۰۰۰ اصله نخل دیم داشته وحدود ۳۰۰۰ من (۱۲۰۰۰ کیلو گرم) زمین زراعت دیم دارد.درحال حاضر بیشتر کاشت نخل با حفر چاه و موتور پمپ و به صورت باغی انجام می پذیرد.درختان کهنسال نخل که تعداد آن در نخلستان فراوان است حاکی از اشتیاق اهالی در گذشتههای دور تا به حال در امر ذراعت و نخییلات بوده است.

وجه تسمیه روستا: بعلت قرار داشتن روستای قدیم در گودی میان تپههای شمال ده، اطراف خانههای اهالی درخت گز فرا گرفته بودو از دور به هیچ گونه ده مشخص نبود مگر آنکه به روی تپه ای بروند که روستا در میان آن واقع شده بود،به همین جهت روستا گود گز نامیده شده بود. ولی روستای قدیم در اثر زلزله گوده سال ۱۳۳۵ خورشیدی که رخ داده بود کاملاً ویران شد که بعد از نوسازی روستا اهالی ده جدید ۵۰۰ متری جنوب ده قدیم نقل مکان کردند. شیر و خورشید وقت نیز درخانه سازی به اهالی کمک کرده بود.
این روستا دارای ارتباط بین المللی تلفن خانگی وهمچنین دسترسی به اینترنت را دارا است در حال حاضر یک سد بزرگ خاکی در شمال روستا توسط سازمان جهاد کشاورزی استان در حال ساخت است(۱۳۸۳-۱۳۸۴)که در آینده تأثیر به سزایی در رشد وتوسعه کشاورزی ایجاد خواهد نمود.
در اینده اطلاعات بیشتری در اختیار شما قرار میدهیم.
موفق باشید
سلام
من دانشجوی مدیریت دولتی دانشگاه ازاد اسلامی واحد لارستان هستم .
پیشنهادات و انتقادات خود را برای ما بفرستید.
متشکریم.
به امید موفقیت همه شما در همه مراحل زندگی.
